باران جانباران جان، تا این لحظه: 17 سال و 2 روز سن داره

روزی که باران آمد

خيلى وقته نيومديم اينجا 🙈🙈🙈دلم براى تك تكتون تنگ شده

سر انجام سینمای ایران

دیشب رفتیم سینما اول که چشمت به پرده سینما افتاد یکم ترسیدی ولی زود برات عادی شد و  با خودت مشغول بازی شدی و من همش داشتم فکر می کردم چرا فیلم به این خوبی فقط ده نفر تماشاچی واقعا چی به سر سینمای ما اومد که نه فیلمی که ارزش دیدن باشه ساخته میشه نه کسی اهمیتی به سینما میده پی نوشت : چون مدتی از این پست میگذره دقیقا نمیدونم فیلم چی بود فکر می کنم فیلم جدایی نادر از سیمین بود
11 خرداد 1390

و اصفهان نصف جهان

اصفهان زیباتر از همیشه بود گرم و صمیمی و پر شور دختر گلم برای اولین بار اصفهان رو دید بهش خیلی خوش گذشت الان که داشتیم عکساشو می دیدیم  میگفت دده یعنی بریم همونجا . گر چه مسافرتمون دو روزه بود ولی بازم ارزشش رو داشت اما حیف که زاینده رود آب نداشت و  صفای پل خواجو کم شده بود یاد معین افتادم که می خواست بیاد کنار زاینده رود بشینه بخونه البته باید گفت زاینده بی رود  ولی با این همه بازم اصفهان ، اصفهان دیگه
7 خرداد 1390